محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2326
مرآة البلدان ( فارسى )
و در جيحون پيش از آنكه برسد گاوخواره را به مقدار سه فرسخ كوهى است كه قطع مىكند جيحون وسط آن را و تنگ مىشود نهر تا مىرسد پهناى جيحون به مقدار ثلث و ناميده مىشود اين موضع ابوقشه و آن موضعى است كه براى سفاين خطر دارد از شدت جريان آب و درياچهاى كه روان مىشود به او آبهاى بيشهها و نيزارها و وسيع مىشود آنجائى كه محل خروج جيحون است از ميان آن كوه و مسافت ما بين موضعى كه واقع مىشود در آن جيحون تا موضعى كه واقع مىشود در آن نهر شاش . از اين درياچه چهار روز راه است . و رود جيحون بسا يخ بسته مىشود در فصل زمستان تا آنكه عبور مىكنند و مىبرند از روى آن احمال و اثقال را و ابتدا مىشود در بستن يخ در جيحون از ناحيهء خوارزم تا بالا مىرود و به نهايت مىرسد انجماد شط . و سردترين مكانهاى حول جيحون از بقاع خوارزم است و بر شط درياچهء خوارزم كوهى است مسمى به جغراغز كه بسته مىشود آب در نزد آن كوه تا آنكه باقى مىماند يخ تا تابستان . و در آن كوه بيشه و نيزار و نيستان است و مسافت دور اين درياچه آنچه من واقف و مطلع شدهام صد فرسنگ است و آب اين درياچه شور است و از براى اين درياچه محل كم شدن و دررفتنى در ظاهر نيست و واقع مىشود در آن درياچه نهر جيحون و نهر شاش و نهرهاى ديگر غير از اين دو نهر و مع ذلك آبش گوارا و عذب نمىشود و بر وسعت درياچه نمىافزايد و محل اشكال شده و خداوند داناست كه ميان اين درياچه و ميان بحر خزر شكافهائى باشد كه اتصال به هم رساند آب آن و اين به هم و فاصلهء ميان اين دو دريا به قدر بيست منزل است بر يك سمت . و خوارزم شهرى است باخصب نعمت و كثرت اطعمه و فواكه مگر آنكه گردو در آنجا نيست و مرتفع مىشود از خوارزم از جامههاى ريسمانى و پشمى متاع بسيارى كه به اطراف و اكناف حملونقل مىشود . و از خواص اهل خوارزم توانگرى و بىنيازى و قيام نمودن به مراسم مروت و جوانمردى است و اهل خوارزم بيشتر از اهل خراسان سفر مىنمايند و در تمام خراسان شهر بزرگى نيست مگر آنكه در آن جمع كثيرى از اهل خوارزم هستند [ و لسان اهل خوارزم متحد و منفرد است و تماما به يك زبان و لغت تكلم مىكنند . و در خراسان بلدى بر زبان اهل خوارزم